منبع: خبرنامه شماره ۴۸ سمت
 
دکتر عبدالرسول خیراندیش تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در زادگاهش برازجان به اتمام رساند. به سبب علاقه و اشتیاقش به رشته تاریخ برای مطالعه دانشگاهی این علم به مشهد رفت. سپس تحصیلاتش را در همان رشته در مقطع فوق لیسانس در دانشگاه تهران و در مقطع دکتری در دانشگاه تربیت مدرس به اتمام رساند. وی از سال ۱۳۶۵ تدریس در دانشگاههای کشور را به‌طور رسمی آغاز کرد و در طول بیست سال تحقیق و تدریس، ۱۲ کتاب درسی در سطوح مختلف آموزش و پرورش تا تربیت معلم، دویست مقاله علمی، کتابی در ریشه‌یابی نام و پرچم کشورها و بسیاری آثار ديگر اعم از تصحیح و ترجمه به رشته تحریر در آورده است. وی همچنین دو کتاب در زمينه تاریخ مغول برای «سمت» تألیف کرده است و یک دوره چند ساله دبیر گروه تاریخ «سمت» بوده است.
آقای دکتر لطفاً توضيحي در مورد تاریخچه رشته تاریخ در دانشگاههای ایران بدهيد و بفرمایید از کی این درس به صورت تفکیک شده از سایر دروس در دانشگاه تدریس شد؟
کمی قبل از مشروطه این درس به عنوان یک درس رسمی وارد سیستم آموزش کشور ما شد؛ اما قبل از آن، علم تاریخ داشتیم ولی درس تاریخ به عنوان یک مبحث آموزشی مطرح نبود. از حدود دوران مشروطه تاریخ وارد نظام درسی ما شد. ابتدا در مدارس، دارالمعلمین و دانشسراها تدريس مي‌شد و سپس با تأسیس دانشگاه کمی توسعه پیدا کرد و به سایر سطوح نیز کشانده شد. اوائل در دانشگاه رشته تاریخ و جغرافیا به صورت توأمان تدریس می‌‌شد تا اینکه به تدریج و با توسعه این علوم، اين دو از یکدیگر تفکیک شد. هم اکنون کمتر از چهل سال است که این دو درس جداگانه تدریس می شوند.
به نظر شما تاریخ در بین سایر علوم چه اهمیت و جایگاهی دارد؟ بازخورد تحصیل این علم در جامعه، به چه شکل است؟
تاریخ به عنوان یک رشته دانشگاهی و علمی در تمام دنیا حائز اهمیت است و به آن پرداخته می‌شود و در ایران نیز به همین صورت. اهمیت بازخورد این علم در قدم اول، تأمین نیروی انسانی لازم برای بخشی از نیازهای تعریف و تصویب شده کشور است. اما اینکه علم تاریخ در نظام دانشگاهی ما چه جایگاهی دارد، می‌توان گفت عملاً هیچ جایگاهی. به این دلیل که تاریخ به عنوان یک بینش و متد علمی در هیچ یک از سطوح و عرصه‌های علمی کشور ما به کار گرفته نمی‌شود و این اشتباه فاحش و بزرگ یكی از دلایل عدم پیشرفت آموزش عالی ما حداقل در حوزه علوم انسانی است. به طور مثال فرض کنید در حال حاضر بیش از صد سال از تأسیس وزارت معارف و یا به تعبیری وزارت فرهنگ و آموزش عالی می‌گذرد ولی تازه در چند سال اخیر به فكر افتاده‌اند که تاریخ آموزش عالی جمع‌آوری و نوشته شود. بنابراین در فقدان یک نگاه تاریخی به یک مسئله هیچ نوع کارنامه و ارزیابی از مسیر آن رشته علمی یا فعالیت، در دسترس نیست و در نتیجه مفهوم پیشرفت یا عقب‌ماندگی هم برای آن قابل طرح نیست. در نظام آموزش عالی ما، تاریخ به معنی تاریخ علم و حتی به عنوان یک مبحث آموزش عمومی که سطح خاصی از بینش یا نوع خاصی از معلومات را در دانشجویان ایجاد کند، مطرح نیست و بنابراین ما در یک غفلت مضاعف نسبت به اهمیت و ارزش تاریخ به ‌سر می بریم.
علت اصلی این موضوع را در چه می دانید؟
فقدان یک بینش صحیح و نداشتن درک صحیحی از تحولات تاریخ و فلسفه این علم در دوران معاصر برنامه‌ریزان و تصمیم‌گیرندگان اطلاعی از این موضوع ندارند و هنوز به اهميت و جايگاه آن واقف نيستند. البته به تازگی در یکی از دانشگاههای ایران رشته «تاریخ علم» راه‌اندازی شده ولی به عنوان یک برنامه جامع و سراسری دیده نشده است.
وضعیت کیفی آموزش در این رشته را در حال حاضر در کشور چطور ارزیابی می‌کنید؟
اهمیت درس تاریخ و ضرورت آن اول باید در یک سطح ملی بررسي و تبيين شود. چون درس تاریخ از نوع علوم فرهنگی است، بازخورد مستقیم آن به تمام جامعه است و نه یک قشر خاص. تا کنون ما از ظرفیتهای علمی این دانش بشری، هیچ استفاده‌ای نکرده‌ایم. چون در نظام آموزشی و فرهنگ رسمی ما این نقش به درستي شناخته و تبيين نشده است. همچنین از ظرفیتهایی که ما به عنوان دانش بومی و امکانات کشوری در داخل کشور داریم نمی‌توانیم استفاده کنیم که دلیل آن بروکراسی حاکم بر نظام آموزش عالی است. این امر باعث می‌شود تا در سایر مسائل نيز، مثل میراث فرهنگی، شاهد آشفتگی و نابسامانی باشیم. در حالی که این رشته در دنیا تغییرات بسیاری کرده است، ما از این تغییرات یا بی‌خبریم یا اگر هم اطلاعی داریم، نظام دانشگاهی ما قدرت جذب این تغییرات و حتی بومی کردن آنها را ندارد. حتی با بسیاری از کشورهای اطراف هم نتوانسته‌ایم شانه به شانه جلو رویم. به طور مثال هند دارای یک کنگره تاریخ با عمر هفتاد ساله است که در حدود سه هزار عضو دارد. یا ترکیه دارای یک انجمن تاریخ با شصت سال سابقه است. در حالی که ما هیچ کدام از اینها را در کشور نداریم و به هیچ وجه سرمایه‌گذاری و دقت لازم روی این کار نشده است. مسائلی مانند بحران هویت و مسئله جهانی شدن و امثال این، که هم اکنون در دنیا مطرح است، هشداري کافی است که به درس تاریخ به عنوان عامل مهمی در معنویت‌سازی و تقویت هویت ملی استفاده شود. عدم اطلاع کافی از احوال گذشتگان باعث عدم اطلاع از اهمیت و ارزش آثار به جا مانده از آنها می شود و در واقع تاریخ به مردم می آموزد که آنچه را که از گذشتگان خود دارند، حفظ کنند. اینکه ملتی تاریخ داشته باشد و تاریخ خود را حفظ کند از شاخصه‌های مهم فرهنگی در دنیاست و هنگامی که بخواهند ملتی را از حیث رشد و تعالی فرهنگی بسنجند، تاریخ آنها یکی از مهم‌ترین معیارهاست.
وضعیت ترجمه و تألیف کتب دانشگاهی در این رشته چطور است؟ تا چه حد توانایی تألیف کتب در داخل کشور وجود دارد؟
بدون شک، به جز در برخی از قسمتهایی که به تاریخ عمومی مربوط می‌شود، توانایی تألیف کتاب داریم، که شامل تاریخ ایران، تاریخ اسلام و تاريخ قدیم و جدید می‌شود. زمانی این رشته در ایران جدیدالتأسیس بود، و متنها یا جزوات مربوط به آن یا كاملاً ترجمه بود و یا به ميزان قابل توجهی متکی به ترجمه بود. دلیل آن هم این بود که در آن زمان در یک دوره طولانی در کشور تولیدات علمی در اين زمينه نداشتیم و مستشرقین از ما جلوتر بودند. ولی کم کم وضع تغییر کرد و در کنار حیات ترجمه، متنهای اصلی تاریخی یعنی نسخه‌های خطی مورد توجه قرار گرفت و روال تصحیح نسخه‌های خطی به‌وسیله علامه قزوینی و همایی و بهار و دیگران شروع شد و ادامه پیدا کرد. این موضوع باعث شد که بعد از حدود ۵۰ سال حجم عمده‌ای از نسخه‌های خطی که سندهای تاریخی محسوب می‌شوند، تصحیح شود و در اختیار علاقه‌مندان قرار گيرد. اما مرحله بعدي که انجام تألیفاتی بر اساس تحقیقات اروپایی و منابع خطی تصحیح شده باشد، با نوسانات بسیاری روبه‌رو بوده است. از جمله اینکه همه منابع مورد نیاز به‌طور کامل در اختیار نبوده و یک برنامه جامع ملی برای فراهم آوردن كل منابع تاریخی برای همه عرصه‌های تحقیقی نداریم. ولی نقطه قوتی هم هست و آن اینکه منابع ما رو به فزونی است و دسترسی به این منابع هر روز بیشتر می‌شود. اما توجه به کتابهایی که برای کنکور از آنها استفاده می‌شود، متأسفانه حجم زیادی از تلاشهای ذهنی دانشجویان را در برگرفته بدون اینکه هیچ گونه منطق و نتیجه مثبتی در برداشته باشد. مطالعه عمومی دانشجویان نیز چندان خوب نیست و وضع بازار کتاب هم این موضوع را نشان می‌دهد.
حتماً تاکنون کتابهای «سمت» را تدریس کرده‌اید؟
بله!
آنها را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
مسئله نقاط ضعف و قوت نیست. «سمت» یک مؤسسه نشر کتاب است. وظیفه دارد کتب علوم انسانی دانشگاهها را تأمین کند. لذا از نظر مراکز تولید کتاب با تنوع روبه‌رو هستیم. این موضوع این امکان را می‌دهد که هر محقق یا مدرس برای دسترسی به مواد درسی مورد نیاز، از مأخذهای بسیاری استفاده کند. «سمت» تا کنون توانسته قسمتهایی از مباحث علمی اين رشته را پوشش دهد و البته نمی‌توان از آن انتظار داشت که همه جوانب را پاسخگو باشد. به هر حال «سمت» هم با امکانات موجود در سطح کشور فعالیت کرده و توان و بار علمی موجود در کشور را به کار گرفته و نقش قابل توجهي در تولید متون علمی اين رشته داشته است.
از حضرتعالي كه بر ما منت گذاشتيد و ما را پذيرا شديد بي‌نهايت سپاس‌گزاريم.